سه ماهگی
گل پسرمون وارد ماه چهارم زندگیش شده. حالا دیگه کامل به طرف صداها برمی گرده، پر حرف تر شده: آغون، کخون، غاغا رو زیاد میگه. چشاشو کاج می کنه تا بتونه نوک بینی و دستاشو ببینه. حرکت دست و پاهاش خیلی تند شده. کلا آروم وقرار نداره و تمام روز مشغول حرکته. تازگیها به تلویزین علاقه پیدا کرده و پلک نمیزنه. فکر می کنم این تو خونواده ارثیه چون دایی رضا و دختراش و خاله نرگسم همین جوری فیلم می بینن!!! شبا منتظر میمونه پوشک بشه بعد میخوابه انگار اینجوری خیالش راحتتره! اینم عکس های سه ماهگی: اینجا صداش کردیم اینم نگاه نازنینش: این عادت قبل خوابه لبای غنچه: ...
پارک آزادی و اردیبهشت گردی
سلام سلام من این آخر هفته رو خونه خاله نرگس بودم مامان و مامان جون و خاله تصمیم گرفتن حالا که هوا خوبه منو با کالسکه ببرن پارک آزادی که روووووحم تازه شه اما اولش که همه ش خواب بودم!! اونم چه خواب نازی!! بعدم که بیدار شدم ازبس کله مو چرخوندم همه ش کلام اومد تو چشمم هیچ جا رو ندیدم. هوا تاریک شد گرسنه شدم من شیر خوردم بقیه بستنی!! هوا عالی بود و اولین کالسکه سواری خیلی چسبید تازه من و کالسکه م پله برقی سواری هم کردیم. جاتون خالی... ...
امیر علی کچل شده!!
سلام قند عسلم.امروز دائی رضا موهات رو کوتاه کرد.عزیزم اصلا گریه نکردی و خیلی آروم نشستی . ...
هدیه ای برای تو
خدا گوید: تو ای زیبــــــاتر از خورشید زیبـــــــــــایم تو ای والاترین مهــــــــــــــمان دنیایم بدان آغوش من بـــــــــاز است &n...
امیر علی و اولین عروسی
عید عروسی آبجی زهرا بود و تو در تقریبا چهل روزگی،اولین عروسی رو تجربه کردی ...










